۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

من و پوری


من و پوری بالای ساختمون آموزش



حراست اگه اینو ببینه حالمونو می گیره یِ پا مَدرکه :)

میدونی چیه ؟؟؟  گــــــــــــــــــــــور پدر حــــــراست باااا D:


۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه

گواهی نامم بلاخره یِ ساله شد

خُ-شحالم D:

پیتیکو بووَ

همین طور که میرفتم سر جلسه امتاحان، استراتژیک بود
یِیهو پام و بَد سرم خورد تو یکی از این کابلای پایه یه ی ترانس برق، بس که سرم تو کتابه خُ
شلوارم صورتی شد پیشونیم قرمز:)
زخمُ  زیلی کردم خُدمُ
پیشونیم قِرمز شد
بَد رسیدم دانشگاه خوردم به یکی از این گلدونا همونایی که نزدیک در ورودیه نزدیک بود بیوفه بشکنه
حراستیا هم ک مث زامبین پاچتو بگیرن دیگه گرفتن ولکنم نیستن.

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

blank life

 بلاخره ارائه دادم استاد هفشجانی هم که چیزی نگفت ! امیدوارم نمرشو بگیرم کلی وقت صرفش کردم مثل یِ آی تی مَم D:
خُب نه استرسی نه هیجانی نه هیچی خشک و خالی
 کلاً ملت بی حاله بی حالن بزور می گن هِلووو همون سلامه :)

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

موی بر اندامم راست شد

همینطور که پیتیکو پیتیکو میرفتم خونه بَدِ دانشگاه هوا آخرش بود 
یِیهو رَد و بَق : پَ پُـــــــــــــق خُب مو هام ایستادن خُ ترسیدم.
بعدشم بگو هیش اکبیری :دی P:

آخ دندونه عـــــــــــقلَ م م م م

از قدیم و الایام تا حالا می گن ........سلام سلام صد تا سلام ن .. .
می گما درد می کُنه ای ن دندونه در نمیاد مثل بچه ی آدم !
هی بازی بازی می کنه ای بابا تازه زبون همو هم که نمی فهمیم پَ نمی تونیم اختلاط کنیم فقط همین
می گه : گویی بَط سفید جا مه  به  صابون زده  باااا
تشکر به دلیل اینکه اراجیف بنده را تا همینجا خوندی :d

اخبار مَخبـــار آی تــــی