همین طور که میرفتم سر جلسه امتاحان، استراتژیک بود
یِیهو پام و بَد سرم خورد تو یکی از این کابلای پایه یه ی ترانس برق، بس که سرم تو کتابه خُ
شلوارم صورتی شد پیشونیم قرمز:)
زخمُ زیلی کردم خُدمُ
پیشونیم قِرمز شد
بَد رسیدم دانشگاه خوردم به یکی از این گلدونا همونایی که نزدیک در ورودیه نزدیک بود بیوفه بشکنه
حراستیا هم ک مث زامبین پاچتو بگیرن دیگه گرفتن ولکنم نیستن.
یِیهو پام و بَد سرم خورد تو یکی از این کابلای پایه یه ی ترانس برق، بس که سرم تو کتابه خُ
شلوارم صورتی شد پیشونیم قرمز:)
زخمُ زیلی کردم خُدمُ
پیشونیم قِرمز شد
بَد رسیدم دانشگاه خوردم به یکی از این گلدونا همونایی که نزدیک در ورودیه نزدیک بود بیوفه بشکنه
حراستیا هم ک مث زامبین پاچتو بگیرن دیگه گرفتن ولکنم نیستن.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر