"فیلتر شروع شد..." در مورد آتش سوزی با بقیه صحبت کردم مثل اینکه نفر دومی در کار نبوده از دو سه نفر شنیدم اون آقا (برادر بسیجی) لپ تاپ و وسایلو بیرون آورد بعد به فکر نجات دوست خودش" غلامرضا قنبری " افتاد که دیگه دیر شده بود ، توی اون نمایشگاه همه دوستاش بودن ولی کسی نجاتش نداد .
ذره ذره آتیش احاطش کرده و کم کم سوخته عجب مرگ سختی "نمی تونسته خودش ویلچرو به حرکت در بیاره" !
"وسایلشونو نجات دادن" واقعاً عجیبه !
بعدِ شعله ور شدن آتش به کسی اجازه ندادن وارد بشه یک نفر قصد داشت که با پاشیدن مواد کپسول روی خودش وارد نمایشگاه در حال سوختن بشه که متوقف شد.
حالا که تمام خاکسترا رو جمع کردن سه سوته محل حریق آسفالت کردن تا کاملاً آثار از بین بره ، دو بنر هم در مورد فوت نصب شده با پارچه های سیاه که دور قسمتی از محوته رو گرفته.
ولی از این اتفاقات مسخره تو کدوم کشورا ممکنه اتفاق بیوفته فقط و فقط ایران !
!!!خبر گذاری ها که اصلاً متوجه نشدن لطفاً بهشون خبر بدید ، اولین باشید !!!
توضیح : غلامرضا قنبری تک فرزندِ و دانشجوی ترم آخر کارشناسی نا پیوسته رشته مهندسی نرم افزارِ.
*اطلاعات ضد و نقیض هستن ولی این مطالب رو کسایی نقل کردن که زمان حادثه حضور داشتن*
پی نوشت یک : برادر باید از نوع واقعی باشه صرفاً دارای لقب نباشه.
پی نوشت دو : در شرایطش باید قرار بگیری نمی شه کورکورانه قضاوت کرد.
پی نوشت سه : شاید امکان نجات میسر نبوده !
۱ نظر:
غلام دانشجوی کامپیوتر بوده،یا اگه بخوایم دقیق تر بگیم،طبق گفته ی بقیه: دانشجوی ترم آخر کارشناسی نا پیوسته رشته مهندسی نرم افزار
ارسال یک نظر