وقتی به سن قانونی رسیدم درست پشت کنکور بودم علی رغم میل باطنی برای ثبت نام گواهینامه نرفتم بخاطر مشاورمون آقای جانکی که توی قلمچی بود همچنین از ما پشت کنکوریا خواسته بود که بیشتره ۲ کلاس ثبتنام نکنیم اون موقع قلمچی به دلیل نداشتن مجوز و رعایت نکردن بعضی از قوانین تعطیل شد فقط آزمون می گرفت .
خوب وقتی دانشگاه قبول شدم مسیر ماهشهر اهواز تا ترم اول خیلی برام خسته کننده بود هروز کلاس داشتم نمی تونستم طرف اموزشگاه برم, ترم دوم کلاسامو جم وجور کردم بد وقت کردم که واسه گواهینامه اقدام کنم ،مدارک تکمیل کردم و کلاسارو شرکت کردم بعضی روزا بلافاصله بعد برگشتن ماهشهر می رفتم سر کلاس ،مدرس آیین نامه خانم مینا فردین و مدرس فنی آقای مجاهد راشدی بودن.
اول آزمون آیین نامه اموزشگاه بعد آزمون رانندگی که بعد از کلاس رانندگی بود ،مربی آموزش رانندگی من آقای زیدان بنی تمام بود همش دودکشش به راه بود من صبحا ساعت ۷ نوبت داشتم به خاطره کلاسای دانشگاه نمی تونستم هرروز هفته حاضر باشم روزای خوبی بود یعنی خوش می گذشت زمستونا روزای عادیشم برای من روزای خیلی خوبی محسوب میشه مربی من اصلا حرف نمی زد حالا پیاز داغشو زیاد کردم ،کم حرف میزد مثلا چپ،راست،عقب و آروم برون رو با اشارات دست می رسوند، رانندگی من در حد قابل قبولیه ولی ماشینی که در اختیار من بود فرمون و کلاج خیلی سفتی داشت و این باعث می شد تسلتم کم بشه یک جمعه وقت گذاشت و نقص ماشینو برطرف کرد حالا بهتر شد... .
در تقاطعها و میدانها مربی فرمونو می گرفت و ماشینو هدایت می کرد .بعد تمام شدن ده جلسهٔ رانندگی نوبت به ازمون اموزشگاه رسید قبولم کرد البته با جریمه کلا ایرادای الکی گرفت.
چندین روز طول کشید تا رفتم چشم پزشکی چون یا آدرسو بلد نبودم یا اگه پیدا میکردم آقا دکی رفته بود مرخصی، و نوبت به اشتقال به تحصیل رسید که با تائید کردنش توی راهنمائی و رانندگی ماهشهر و اهواز به دست اموزشگاه رسوندم که تا همین اواخر شناسنامه ،کارت ملی و کارت عابر بانک که واسه ثبتنام لازمش داشتم آقا دزده با خودش برد خلاصه کلی دردسر واسم ایجاد کرد اگه بفهمم کی بود حتما خفش میکنم .
خوب روز آزمون یعنی ۷.۷.۸۸ ساعت ۶.۴۵ حرکت کردم به طرف اموزشگاه جزو نفرات ۶۰ اسم نوشتم دو نوبت آزمون گرفته شد و بالاخره من جزو نفرات سوم بودم کارشناس آزمایش آقای علی سینا یزدان فر توضیحاتی دادن از نداشتن کارت ملی و شناسنامه و تمام شدن تاریخه اعتبار گوهی اشتغال به تحصیل من(اعتبار تا تاریکه ۸۸.۰۶.۳۱) ایراد گرفت و قرار شد که همشو Okay کنم البته برای مشخص شدن مفقود شدن شناسنامه و کارت ملی مجبور شدم نامهٔ دادگاه رو نشانش دادم ئونم موافقت کرد شناسناممو دو ماه دیگه می دن چون الان دومین باره که گم میشه.
بیشتره کتابو توی اموزشگاه خوندم و آزمون ساعت ۱۱.۱۰ دقیقه گرفته شد ،برای بار اول با ۴ غلط قبول شدم و با امضا کردن پاسخنامه به سمت دفتر اموزشگاه رفتم سرهنگ نبود باید یکی از همین روزای فرد آزمون بدم.
۸۸.۰۷.۰۸
خوب وقتی دانشگاه قبول شدم مسیر ماهشهر اهواز تا ترم اول خیلی برام خسته کننده بود هروز کلاس داشتم نمی تونستم طرف اموزشگاه برم, ترم دوم کلاسامو جم وجور کردم بد وقت کردم که واسه گواهینامه اقدام کنم ،مدارک تکمیل کردم و کلاسارو شرکت کردم بعضی روزا بلافاصله بعد برگشتن ماهشهر می رفتم سر کلاس ،مدرس آیین نامه خانم مینا فردین و مدرس فنی آقای مجاهد راشدی بودن.
اول آزمون آیین نامه اموزشگاه بعد آزمون رانندگی که بعد از کلاس رانندگی بود ،مربی آموزش رانندگی من آقای زیدان بنی تمام بود همش دودکشش به راه بود من صبحا ساعت ۷ نوبت داشتم به خاطره کلاسای دانشگاه نمی تونستم هرروز هفته حاضر باشم روزای خوبی بود یعنی خوش می گذشت زمستونا روزای عادیشم برای من روزای خیلی خوبی محسوب میشه مربی من اصلا حرف نمی زد حالا پیاز داغشو زیاد کردم ،کم حرف میزد مثلا چپ،راست،عقب و آروم برون رو با اشارات دست می رسوند، رانندگی من در حد قابل قبولیه ولی ماشینی که در اختیار من بود فرمون و کلاج خیلی سفتی داشت و این باعث می شد تسلتم کم بشه یک جمعه وقت گذاشت و نقص ماشینو برطرف کرد حالا بهتر شد... .
در تقاطعها و میدانها مربی فرمونو می گرفت و ماشینو هدایت می کرد .بعد تمام شدن ده جلسهٔ رانندگی نوبت به ازمون اموزشگاه رسید قبولم کرد البته با جریمه کلا ایرادای الکی گرفت.
چندین روز طول کشید تا رفتم چشم پزشکی چون یا آدرسو بلد نبودم یا اگه پیدا میکردم آقا دکی رفته بود مرخصی، و نوبت به اشتقال به تحصیل رسید که با تائید کردنش توی راهنمائی و رانندگی ماهشهر و اهواز به دست اموزشگاه رسوندم که تا همین اواخر شناسنامه ،کارت ملی و کارت عابر بانک که واسه ثبتنام لازمش داشتم آقا دزده با خودش برد خلاصه کلی دردسر واسم ایجاد کرد اگه بفهمم کی بود حتما خفش میکنم .
خوب روز آزمون یعنی ۷.۷.۸۸ ساعت ۶.۴۵ حرکت کردم به طرف اموزشگاه جزو نفرات ۶۰ اسم نوشتم دو نوبت آزمون گرفته شد و بالاخره من جزو نفرات سوم بودم کارشناس آزمایش آقای علی سینا یزدان فر توضیحاتی دادن از نداشتن کارت ملی و شناسنامه و تمام شدن تاریخه اعتبار گوهی اشتغال به تحصیل من(اعتبار تا تاریکه ۸۸.۰۶.۳۱) ایراد گرفت و قرار شد که همشو Okay کنم البته برای مشخص شدن مفقود شدن شناسنامه و کارت ملی مجبور شدم نامهٔ دادگاه رو نشانش دادم ئونم موافقت کرد شناسناممو دو ماه دیگه می دن چون الان دومین باره که گم میشه.
بیشتره کتابو توی اموزشگاه خوندم و آزمون ساعت ۱۱.۱۰ دقیقه گرفته شد ،برای بار اول با ۴ غلط قبول شدم و با امضا کردن پاسخنامه به سمت دفتر اموزشگاه رفتم سرهنگ نبود باید یکی از همین روزای فرد آزمون بدم.
۸۸.۰۷.۰۸
۱ نظر:
افتادیمممممممممممممممم!
داری از پوریا میزنی جلو،البته باید دید امتحان شهریت چطور میشه
ارسال یک نظر