۷.۱
بیست وهشتم اولین روز همونطور که توسایت ماهشر نوشته بود .میخواستم اولین روز اونجا باشم ولی همکلاسیا بخاطر اینکه روزه بودن قسط نداشت بیان منم بیخیال شدم درواقع شنبه بیست وهشتم و یکشنبه بیست ونهم رو از دست دادم.
چهارشنبه با میلاد رفتیم دانشگاه ولی به غیر از تازه ورودا کس دیگه ای نبود که بعضیاشون با والدینشون اومده بودن کلی از اوناهم با خوشحالی و چسبی سفید روی بینی شون وارد دانشگاه می شدن و برای ثبتنام به طرف سوله ورزشی می رفتن تا امر مقدس ثبت نامو به پایان برسونن ولی شاید هنوز کاملا درکی از هوای جذاب ماهشهر ندران .
اون روز طبقه معمول هوا ی گرد وخاکی , همهجا رو پر کرده بود با وزش باد خاک های بومی هم به هوا بلند می شدن و شرایتو سخت تر می کردن.
همه جای زمین و کانال کشی کرده بودن،کامیون و بیل مکانیکی بود که آسفالتی که کنده شده رو جم می کردن، پل فلزی روبروی ساختمان رازی رو برداشته بودن قبلش که برای رد شدن باید پرش صورت می گرفت رو کاملا درست کردن در عوض نوبت به ساختمان صدیا رسیده که برای وارد شدن باید از قبل به فکر پرش و رد شدن از کانال آب باشیم.
بعد از کلی چرخ زدن تو دانشگاه پیاده به سمت خونمون رفتیم که کلید از صاحب خونه بگیریم ،وقتی مسئول خونه اومد بد از چک کردن وسایل کلید رو تحویل گرفتیم وبه سمت اهواز حرکت کردیم.
۸۸.۰۷.۰۲
بیست وهشتم اولین روز همونطور که توسایت ماهشر نوشته بود .میخواستم اولین روز اونجا باشم ولی همکلاسیا بخاطر اینکه روزه بودن قسط نداشت بیان منم بیخیال شدم درواقع شنبه بیست وهشتم و یکشنبه بیست ونهم رو از دست دادم.
چهارشنبه با میلاد رفتیم دانشگاه ولی به غیر از تازه ورودا کس دیگه ای نبود که بعضیاشون با والدینشون اومده بودن کلی از اوناهم با خوشحالی و چسبی سفید روی بینی شون وارد دانشگاه می شدن و برای ثبتنام به طرف سوله ورزشی می رفتن تا امر مقدس ثبت نامو به پایان برسونن ولی شاید هنوز کاملا درکی از هوای جذاب ماهشهر ندران .
اون روز طبقه معمول هوا ی گرد وخاکی , همهجا رو پر کرده بود با وزش باد خاک های بومی هم به هوا بلند می شدن و شرایتو سخت تر می کردن.
همه جای زمین و کانال کشی کرده بودن،کامیون و بیل مکانیکی بود که آسفالتی که کنده شده رو جم می کردن، پل فلزی روبروی ساختمان رازی رو برداشته بودن قبلش که برای رد شدن باید پرش صورت می گرفت رو کاملا درست کردن در عوض نوبت به ساختمان صدیا رسیده که برای وارد شدن باید از قبل به فکر پرش و رد شدن از کانال آب باشیم.
بعد از کلی چرخ زدن تو دانشگاه پیاده به سمت خونمون رفتیم که کلید از صاحب خونه بگیریم ،وقتی مسئول خونه اومد بد از چک کردن وسایل کلید رو تحویل گرفتیم وبه سمت اهواز حرکت کردیم.
۸۸.۰۷.۰۲
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر